رفتن به محتوای اصلی
هداشبکه هدایت و دوستی افراد مهاجر و پناهنده
جست‌وجو

جست‌وجو در هدا

دانلود هدا

روش مناسب خود را برای استفاده از هدا انتخاب کنید.

← اخبار و داستان‌هااخبار

بازگشت به کجا؟ تأملی بر بازگشت داوطلبانه و ادغام مجدد مهاجران افغان از ایران

بازگشت مهاجران تنها یک جابه‌جایی جغرافیایی از یک کشور به کشور دیگر نیست، بلکه فرآیندی اجتماعی، اقتصادی و انسانی است. این مقاله با تمرکز بر تجربه مهاجران افغان بازگشته از ایران، به این پرسش می‌پردازد که آیا بازگشت بدون توجه به آینده فرد در جامعه مقصد می‌تواند به ادغام مجدد پایدار منجر شود؟ این مقاله بر ضرورت عبور از نگاه صرفاً انتقال افراد به سمت طراحی مسیرهای شروع دوباره تأکید می‌کند.

بازگشت مهاجران معمولاً به عنوان مرحله پایانی مسیر مهاجرت دیده می‌شود، اما تجربه‌های واقعی نشان می‌دهد که بازگشت الزاماً پایان مهاجرت نیست؛ بلکه می‌تواند آغاز مرحله‌ای جدید و پیچیده از زندگی باشد. فردی که پس از سال‌ها زندگی در کشور میزبان بازمی‌گردد، تنها یک مرز جغرافیایی را پشت سر نمی‌گذارد، بلکه باید جایگاه اقتصادی، اجتماعی و حتی احساس تعلق خود را در محیطی دوباره بسازد که ممکن است دیگر همان محیطی نباشد که سال‌ها پیش ترک کرده است.

تجربه مهاجران افغان در ایران نشان می‌دهد که تصمیم بازگشت همیشه در شرایط یکسانی شکل نمی‌گیرد. در سال‌های اخیر، وضعیت حضور مهاجران افغان در ایران تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تغییر کرده است. در برخی دوره‌ها، امکان ادامه حضور و سازگاری برای بخشی از مهاجران فراهم‌تر بوده، اما در دوره‌هایی دیگر، افزایش فشارهای مرتبط با وضعیت اقامت، کنترل‌های مهاجرتی و روندهای بازگشت، بر تصمیم افراد اثر گذاشته است. به‌ویژه پس از تشدید تنش‌های ایران و اسرائیل در سال ۱۴۰۴، گزارش‌هایی درباره افزایش فشار بر مهاجران افغان و افزایش روندهای بازگشت منتشر شد. این شرایط نشان می‌دهد که تصمیم بازگشت را نمی‌توان جدا از محیطی که مهاجر در آن زندگی و تصمیم‌گیری می‌کند بررسی کرد.

در کنار شرایط کشور میزبان، وضعیت کشور مقصد نیز نقش مهمی در شکل‌گیری تصمیم بازگشت دارد. پس از تحولات سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۱ و روی کار آمدن طالبان، بسیاری از مهاجران نسبت به امکان بازگشت دوباره ارزیابی‌هایی انجام دادند. برای برخی، نگرانی‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی بازگشت را دشوارتر کرد؛ در حالی که برای برخی دیگر، وجود خانواده، سرمایه، شبکه‌های اجتماعی یا فرصت‌های اقتصادی در افغانستان، بازگشت را به یک گزینه قابل بررسی تبدیل کرد. بنابراین، بازگشت را نمی‌توان تنها نتیجه رابطه میان مهاجر و کشور میزبان دانست؛ بلکه این فرآیند حاصل تعامل میان شرایط کشور میزبان، وضعیت فرد مهاجر و ظرفیت‌های جامعه مقصد است.

برنامه‌های بازگشت داوطلبانه و ادغام مجدد (Assisted Voluntary Return and Reintegration – AVRR) با هدف فراهم کردن امکان بازگشت امن، انسانی و همراه با حمایت برای مهاجران ایجاد شده‌اند. این برنامه‌ها نقش مهمی در کاهش آسیب‌های بازگشت و کمک به افراد برای ساختن دوباره زندگی خود دارند. با این حال، تجربه‌های بازگشت نشان می‌دهد که فرآیند بازگشت با رسیدن فرد به کشور مبدأ پایان نمی‌یابد. پرسش مهم‌تر این است که پس از بازگشت چه اتفاقی برای فرد رخ می‌دهد و آیا محیط مقصد امکان ایجاد یک زندگی پایدار را برای او فراهم می‌کند؟

بر اساس دو گفت‌وگوی اکتشافی با مهاجران افغان بازگشته از ایران، می‌توان مشاهده کرد که بازگشت برای همه افراد معنای یکسانی ندارد. برای برخی مهاجران، به‌خصوص افرادی که دارای سرمایه، مهارت یا شبکه اقتصادی در افغانستان هستند، بازگشت می‌تواند یک تصمیم برنامه‌ریزی‌شده باشد؛ تصمیمی برای انتقال سرمایه، ایجاد کسب‌وکار یا بازگشت به شبکه‌های اجتماعی و خانوادگی. در مقابل، برای برخی دیگر، به‌ویژه مهاجران کم‌درآمد، بازگشت ممکن است در شرایطی اتفاق بیفتد که گزینه‌های پیش روی آنان محدودتر شده است؛ مانند فشارهای اقتصادی، نگرانی از وضعیت اقامت یا ترس از اخراج.

این موضوع به معنای رد مفهوم بازگشت داوطلبانه نیست، بلکه نشان می‌دهد که تصمیم بازگشت باید در بستر واقعی زندگی افراد تحلیل شود. پرسش تنها این نیست که «آیا فرد بازگشت را انتخاب کرده است؟» بلکه باید پرسید: «این انتخاب در چه شرایطی و با چه گزینه‌هایی پیش روی فرد شکل گرفته است؟»

یکی از چالش‌های مهم این است که بازگشت گاهی تنها به عنوان یک جابه‌جایی جغرافیایی دیده می‌شود. در حالی که برای مهاجر، بازگشت یک فرآیند اجتماعی و اقتصادی است. یک فرد ممکن است به افغانستان بازگردد، اما همچنان با مشکلاتی مانند نبود شغل، نبود مسکن، ضعف شبکه‌های اجتماعی، یا ناتوانی در استفاده از مهارت‌های خود مواجه باشد.

به همین دلیل، بازگشت پایدار نیازمند عبور از نگاه صرفاً «مدیریت جابه‌جایی افراد» و حرکت به سمت «طراحی مسیرهای شروع دوباره» است. هر بازگشت‌کننده شرایط متفاوتی دارد؛ مهارت، تجربه کاری، سرمایه، شرایط خانوادگی و شهر مقصد او بر امکان موفقیت پس از بازگشت تأثیر می‌گذارد. بنابراین، حمایت از بازگشت زمانی اثربخش‌تر خواهد بود که علاوه بر ویژگی‌های فرد، ظرفیت‌ها و محدودیت‌های محیط مقصد نیز مورد توجه قرار گیرد.

در این میان، پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند به عنوان یک ابزار مکمل در فرآیند بازگشت و ادغام مجدد نقش داشته باشند. این ابزارها جایگزین برنامه‌های رسمی AVRR نیستند، اما می‌توانند به مهاجران کمک کنند تا پیش از بازگشت، اطلاعات بیشتری درباره شرایط مقصد، تجربه دیگر بازگشت‌کنندگان، مهارت‌های خود و مسیرهای احتمالی آینده به دست آورند.

پلتفرم‌هایی مانند هدا می‌توانند در این زمینه به عنوان یک لایه توانمندساز عمل کنند؛ بستری که تجربه‌های واقعی بازگشت را به اشتراک می‌گذارد، به مهاجر کمک می‌کند شرایط خود را بهتر ارزیابی کند و تصویری روشن‌تر از مسیر پیش روی خود داشته باشد. هدف چنین ابزارهایی جایگزینی خدمات رسمی نیست، بلکه افزایش آگاهی، آمادگی و توانایی تصمیم‌گیری مهاجران است.

در نهایت، شاید سؤال اصلی درباره بازگشت این نباشد که:

– «آیا فرد بازگشت؟»

بلکه باید پرسید:

– «آیا فرد توانست پس از بازگشت دوباره زندگی خود را بسازد؟»

بازگشت زمانی می‌تواند پایدار باشد که میان تصمیم فرد، ظرفیت جامعه مقصد و فرصت‌های واقعی برای شروع دوباره ارتباط برقرار شود. آینده برنامه‌های بازگشت نه فقط در تسهیل حرکت افراد، بلکه در طراحی شرایطی است که بازگشت‌کنندگان بتوانند در آن دوباره جایگاه اقتصادی و اجتماعی خود را پیدا کنند.